تبليغاتX

کاش... جایی واسه تموم عاشقای حامد کمیلی

اینبار جدی جدی حامد کمیلی را میزنند!


سلام چطورین؟

من ۲ باره اومدم اما متاسفانه با یک آپ غم انگیز

یه تیکه از مجله ی خانواده سبز در مورد پیامک از دیار باقی:

سیروس مقدم : اینبار واقعا" حامدو بزنید 

و دوباره شروع می کند : صدا ...دوربین ...حرکت ...

اینار جدی جدی  حامد را می زنند و  او واقعا داد

 می کشد مقدم هم ok می دهد ....

 

 

 

 

..............................................................................

orod bozorg   ارد بزرگ

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان در پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو  افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

 سالهاست که در گوش من آرام

                                        آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا خانه ی کوچک ما

                                سیب نداشت...

 

لطفا " به این آدرس برید و بگین که پیامک بهترین فیلم بوده

http://movies.groups.yahoo.com/group/hamed-komeili/


 

نوشته شده توسط سحر و نیوشا در سه شنبه 1387/01/20 ساعت 5 PM موضوع پژمرده | لینک ثابت


پژمرده

سکوت سکوت سکوت : این تنها معادله ی شکستن است

شکستن یک "نُت" در فریاد آسمانی ابر ها

نگاه کن چگونه مردم بی رحم احساسات برگ های پائیز را زیر پا له می کنند و

پرواز آرزوی یک پروانه را با سنجاقی بر صفحه ی قلبش محکوم می کنند

و در پهنای افق با زورقی بر دستان چیره ی دریا خط حقارت را نقاشی می کنند

چه معادله ی نا مفهومی!

آیا تو می توانی زمان را حل کنی؟

من خواب دیده ام که می آیی

و بر دستان بی قرارم یک برگ آفتاب را می خوانی ...

و من دیدم که خوابم را با جوهر شب بر مقوای بنفش آسمان مینویسم

.

آیا تو از آن روزنه که در ادراک ماه شریک است

به آواز اقاقی ها گوش داده ای؟

من فریاد اوج را می شنوم و راز

گلبرگ های ساعت را می فهمم

من از شهر پائیز می آیم

و از خروش موج های دگر گونی!

فرشته ها از اینجا دورند

و پری های دریا غروب را به یکدیگر پیشکش می کنند

در اینجا ماهی ها در گوش هم می خوانند که می آیی

من می دانم!

تو می آیی و فرشته ها را با خود می آوری...

و می دانم که غروب از تو گریزان است

                                          من می دانم که تو می آیی

و من گلبرگ های شقایق را قربانی پژواک نگاهم در چشمان تو خواهم کرد...

"سحر میرغفوریان"

 

 

 


 

نوشته شده توسط سحر و نیوشا در شنبه 1386/11/27 ساعت 5 PM موضوع پژمرده | لینک ثابت


درن درن...

سلام 

من چشامو می بندم  نوشته ی خودمو می ذارم تو ادامه ی مطلب خیلی مسخرس میدونم ...

برای همین می ذارم تو ادامه مطلب ...

ووووااااااااااااااییییییییییییی

همتون بهم می خندین..........

بابا بی خیال اون خبره بشین دیگه...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سحر و نیوشا در جمعه 1386/11/12 ساعت 12 PM موضوع پژمرده | لینک ثابت


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس